عشق،مثل مجتمع،تالار، سایت
بوی کالباس،قیمه بادنجون،کباب
عشق،مثل قرمه سبزی با چمن
جانمی جان،یک ژتون در دست من
عشق یعنی شب که شد هوهوی گرگ
عشق یعنی توی کانون،شعر و ارگ
عشق یعنی بال "آ"و"بی"و"سی"
عشق یعنی حرص نخور بش می رسی
عشق مثل اون صدای مبهم برخورد بال
یا فلاکس های شکسته توی بال
عشق یعنی جمعه ها،سی و سه پل اصفهان
جاده ی ابریشم و قول و قرار یادمان
عشق یعنی دسته جمعی توی لانچ
عشق یعنی اصفهانی های لارج
عشق یعنی در زیراکسی،جزوه ها
امتحان و زنده داری شبا
عشق یعنی توت قرمز یا سفید
پشت خوابگاه یا منابع می شه عاشق ها رو دید
عشق در ترمینال زاینده رود
وای من از خوابگاه بچه های اهل دود
عشق در چارشنبه سوری های ما
یا درختای بلند خوابگاه
عشق مثل دمپایی و سوسک های زیر تخت
وای اسراف غذا و گربه های نیک بخت
بوی ظرفای نشسته تو اتاق
بوی با هم بودنا و بوی خواب!
بوی دلتنگی و گریه،رنگ دوری از دیار
توی سالن،عشوه های پشت گوشی واسه یار
عشق مثل هم اتاقی،هم کلاس
بچه مثبت،بچه درسخون،بی حواس
بچه های کامپیوتر،آی تی،برق
از تلاش و سخت کوشی،رنگ زرد
بچه های مک،صنایع،باکلاس
آقا و خانم مهندس،خوش لباس
عشق مثل دیر رفتن تو کلاس
مثل غیبت خوردن و استاد استاد،التماس

|
+| نوشته شده توسط
سمیرا یوسفی ناغانی در
87/06/25
|